شعر را زندگی کن
خلوتی با طبیب اصفهانی

شمارهٔ ۵ - در خطاب بفلک دون پرور و مدح امیرالمؤمنین حیدر گوید

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چیست آن پیکر سیمین که نگردد یکباربمراد دل دانا و بکام هشیار
۲
نکند واهمه ادراک شتابش زدرنگنکند باصره ادراک مسیرش ز قرار
۳
نه بیک حال ثباتش چو خیال زیرکنه بیک جای قرارش چو گمان هشیار
۴
گاه بر فرق نهد افسر زرین چوکیانگاه بندد بمیان برهمن آسا زنار
صفحهٔ ۱ از ۱۸
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth