خلوتی با طبیب اصفهانی
شمارهٔ ۶ - در وصف بهار ومدح حیدر کرار گوید
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مژده بلبل راکه آمد گل بباغ شاخسارشددگر صحن چمن چون محفل از رخسار یار
۲
سبزه را افراخت قامت از نم فیض هوالاله را افروخت عارض از دم گرم بهار
۳
همچون نخل طور آتش می دمد از شاخ گلچون تنور نوح می جوشد زلال از چشمه سار
۴
جوش گل بنگر که نتواند فراهم آوردبلبلی از بهر طرح آشیان یک مشت خار
صفحهٔ ۱ از ۱۸