شعر را زندگی کن
خلوتی با طبیب اصفهانی

شمارهٔ ۹ - در مدح ابوالحسن علی بن ابیطالب گوید

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز دل با تو ای شوخ شیرین‌شمایلچه گویم که کارت نیفتاده با دل
۲
گرفتم که از حال دل با تو گویمترا ز آن چه پروا مر از آن چه حاصل
۳
که آگاهی از حال کشتی نشینانندارند، وارستگان سواحل
۴
ز احوال پس ماندگان فیافیچه دانند آسودگان منازل
صفحهٔ ۱ از ۱۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth