شعر را زندگی کن
خلوتی با طبیب اصفهانی

شمارهٔ ۱۳ - یک قصیده

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو چنگ نالم و افغان که نغمه انگاریچو شمع گریم و دردا که خنده پنداری
۲
دل مرا که خریدار گشته ای ز هوسچه می کنی که بسی دل برایگان داری
۳
باین معامله بس مایلی و می دانمکه کار تست جگرکاوی و دلازاری
۴
تو بیوفائی اما ز بس کرشمه ونازهزار حیف که پاس وفا نمی داری
صفحهٔ ۱ از ۲۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth