شعر را زندگی کن
خلوتی با طبیب اصفهانی

شمارهٔ ۱۴ - در فیض بیداری و مدح شاه سریر ولایت (با تجدید مطلع) گوید

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
صلا زدند سحر بلبلان گلزاریکه دیده واکن و دریاب فیض بیداری
۲
بمهد خاک چه خوابیده ای ازین غافلکه می کنند ترا قد سیان طلبگاری
۳
تو چند خفته و روحانیان ترا نگرانزاوج منظر این هفت قصر زنگاری
۴
کنون که قافله فیض می رسد برخیزبود دهند بدستت لوای سالاری
صفحهٔ ۱ از ۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth