خلوتی با مجیرالدین بیلقانی
شمارهٔ ۸
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
رخش امل متاز که ایام توسن استکار عدم بساز که رحلت معین است
۲
بر خاک عاشقی پی او بر مگیر هانزیرا رقیب بر ره و معشوق دشمن است
۳
امروز جای پاک درین خاکدان که یافت؟آنکو به دستگاه قناعت ممکن است
۴
دهر ابلق است و عرصه خاکی مصافگاهمنشین برو گرت نه سر زخم خوردن است
صفحهٔ ۱ از ۶