شعر را زندگی کن
خلوتی با مجیرالدین بیلقانی

شمارهٔ ۱۱

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مژده ای دل هان که ما را مژده جان آمده‌ستوز نسیم صبح بوی زلف جانان آمده‌ست
۲
تن مزن ای دل! بزن دستی و جان را برفشانزانکه این خوش مژده در دل از ره جان آمده‌ست
۳
نیم شبخیزان دولت جوی را اندر مشامبوی اقبال از دم صبح درفشان آمده‌ست
۴
چشم روشن گشته‌اند الحق عزیزان جهانزین نسیم خوش که از یوسف به کنعان آمده‌ست
صفحهٔ ۱ از ۱۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth