شعر را زندگی کن
خلوتی با مجیرالدین بیلقانی

شمارهٔ ۲۵

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خون بر آن سینه که فرسوده غم‌های تو نیستکه بر آن سر که سراسیمه سودای تو نیست
۲
تو گل باغ بهشتی و گلی نیست به باغکه غلام نظر نرگس شهلای تو نیست
۳
دست فرسوده بلا به به سراندازی غمسر آن سر زده کو خاک کف پای تو نیست
۴
دل رنجورم از امروز به فردا مرسادگرش امروز غم وعده فردای تو نیست
صفحهٔ ۱ از ۹
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth