خلوتی با مجیرالدین بیلقانی
شمارهٔ ۲۷
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زلف مشکین تو از مهر چو شیدای تو نیستکیست کز مهر تو چون زلف تو شیدای تو نیست
۲
تا بدان حد به غم عشق تو شیدا شده امکه دلم را ز غم عشق تو پروای تو نیست
۳
دورم از روی تو دور، آه که از دوری تونیست آنیم که مشغول تماشای تو نیست
۴
دل پر درد من از وصل به درمان مرسادکه همه روز بر امید مداوای تو نیست
صفحهٔ ۱ از ۵