شعر را زندگی کن
خلوتی با مجیرالدین بیلقانی

شمارهٔ ۲۹

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زیوری از نو بدین چرخ کهن بر بسته‌اندگوهری شاهد برین دریای اخضر بسته‌اند
۲
شب‌روان گلشن نیلوفری را همچو صبحروی‌ها بگشاده‌اند این بار و زیور بسته‌اند
۳
از شفق صد جرعه بین در طاس گردون ریختهتا ز ظلمت طره‌ای بر روی اختر بسته‌اند
۴
در افق خونریز خورشید است و خون‌آلود از اوستاین تتق کز باختر تا حدّ خاور بسته‌اند
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth