خلوتی با مجیرالدین بیلقانی
شمارهٔ ۳۱
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
این خسیسان کز طمع طفل سخن می پرورندسربسر ابلیس طبع اند ار چه آدم پیکرند
۲
همچو بیژن در بن چاه ضلالت مانده اندگرچه در پرویزن ایام چون خس بر سرند
۳
در فریب عامه همچون صبح کاذب چابک اندلیک همچون صبح صادق ستر خاصان می درند
۴
موش مقلوبند و هرجا کز پلنگ روز و شببر دلی زخمی رسد خاکی بر آنجا گسترند
صفحهٔ ۱ از ۱۰