شعر را زندگی کن
خلوتی با مجیرالدین بیلقانی

شمارهٔ ۵۴

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سرو سهی که سجده برد سرو کشمرشسنبل دمید بر طرف سوسن ترش
۲
گلبرگ شکل، در خوی خونین نشست دلزان چشم چون بنفشه و زان چشم عبهرش
۳
خون دلم ز دیده برون می کند به هجرگویی چو دید خون دلم هست در خورش
۴
چون شمع زرد رویم و چون غنچه تنگدلکز شمع و غنچه هست رخ و لب نکوترش
صفحهٔ ۱ از ۱۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth