خلوتی با مجیرالدین بیلقانی
شمارهٔ ۵۸
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر شب که سر به جیب تحیر فرو برمستر فلک بدرم و از سدره بگذرم
۲
اندر بها ز گوهر عالم فزون بودهر در که من ز بحر تفکر بر آورم
۳
عنقا شوم به مغرب عزلت که آفتابغوغا نیاورد ز پی فتنه بر درم
۴
گه بر فلک پرم که سبکروح صورتمگه برثری زنم که گرانمایه گوهرم
صفحهٔ ۱ از ۱۰