شعر را زندگی کن
خلوتی با مجیرالدین بیلقانی

شمارهٔ ۴۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دوش دلبند من آن مهر گسلآنکه زو ماه به خوبی است خجل
۲
مست و مدهوش در آمد در شهرشهر را ولوله زو شد حاصل
۳
شمع در پیش و جهانی زن و مردشده نظاره آن شمع چگل
۴
دست شنگانه بر آورده ز چاکپای مستانه فرو برده به گل
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth