شعر را زندگی کن
خلوتی با مجیرالدین بیلقانی

شمارهٔ ۴۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شمع دل را شب هجران تو سر سوخته اممرغ جان را گه سودای تو پر سوخته ام
۲
تو چه دانی که من از دست شکر خنده تو؟چند بر مجمر غم همچو شکر سوخته ام؟
۳
ای بسا روز که من پیش خیال تو چو شمعتا به شب مرده و شب تا به سحر سوخته ام
۴
زان مفرح که به دل سوختگان از تو رسدشربتی ده به من آخر که جگر سوخته ام
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth