خلوتی با مجیرالدین بیلقانی
شمارهٔ ۵۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ناوک مینداز ای صنم از غمزه بر من بیش ازینهر چند گیلی گردنی زو بین میفگن بیش ازین
۲
قد در غمت نون کرده ام وز دیده جیحون کرده اممفگن که نه خون کرده ام خون در دل من بیش ازین
۳
پوشم به دامان در نهان هر شب سرشگ از پاسبانپوشیدن آخر چون توان دریا به دامن بیش ازین؟
۴
از دوستی دل برده ای بس جان به غم آزرده ایبد دوستی گو کرده ای با هیچ دشمن بیش ازین
صفحهٔ ۱ از ۲