خلوتی با مجیرالدین بیلقانی
شمارهٔ ۶۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زین بیش دل دزدی مکن کز دل جهان پرداختیجان بخش ما را کز دو لب صد کیسه جان پرداختی
۲
از غمره جانها بسته ای وز غم جگرها خسته ایبا ما کنون پیوسته ای کز ما جهان پرداختی
۳
گفتم نپردازی بدان کاری ز غم کارم به جانای فتنه آخر زمان آخر بدان پرداختی
۴
راندی به زلف سرنگون دوش از دل مه جوی خوندر خون مه رفتی کنون کز عاشقان پرداختی
صفحهٔ ۱ از ۲