خلوتی با مجیرالدین بیلقانی
شمارهٔ ۶۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
باز از دو لب به عالم صد شور درفگندیبنیاد عمر ما را یکباره بر فگندی
۲
بر می ز پر طوطی مهری دگر نهادیبر گل ز طوق قمری بندی دگر فگندی
۳
گفتم که تابد از تو خورشید وصل بر منخود بر چنین سخنها کم سایه بر فگندی
۴
گفتی که خاک من شو تا آب روی بینیگشتم ولی چو خاکم بیرون در فگندی
صفحهٔ ۱ از ۲