شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

غزل شمارهٔ ۵۲۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چه سازم که سوی تو راهی ندارمکجایی که جز تو پناهی ندارم
۲
چگونه کشم بار هجرت چو کوهیکه من طاقت برگ کاهی ندارم
۳
وصال تو یکدم به دستم نیایدکه سرمایه و دستگاهی ندارم
۴
مریز آب روی من آخر که من خودبه نزدیک کس آب و جاهی ندارم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth