خلوتی با مجیرالدین بیلقانی
شمارهٔ ۳
شکوائیه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اگر شکایت گویم ز چرخ نیست صوابو گر عتاب کنم با فلک چه سود عتاب؟
۲
ز جور اوست مرا صد حکایت از هر نوعز درد اوست مرا صد شکایت از هر باب
۳
به تیغ قهر میانِ سپهر باد دو نیمکه دور ساخت مرا از دیار و از احباب
۴
به نور عزم که جویم ز دوستان دوریولی چه سود قضا پیشِ دیده گشت حجاب؟
صفحهٔ ۱ از ۳