شعر را زندگی کن
خلوتی با مجیرالدین بیلقانی

شمارهٔ ۱۲

شکوائیه

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در گلشن ایام نسیمی ز وفا نیستدر دیده افلاک نشانی ز حیا نیست
۲
بر خوانچه این سبز فلک خود همه قرصی استو آن هم ز پی گرسنه چشمان چو ما نیست
۳
آسایش و سیمرغ دو نام است که معنیشیا هست و در ادراک نمی آید و یا نیست
۴
کمتر بود از یکنفس امید فراغتگر هست ترا حاصل بالله که مرا نیست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth