خلوتی با مجیرالدین بیلقانی
شمارهٔ ۲۷
شکوائیه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شکست دور سپهرم به پایمال زحیربریخت خون جوانیم غبن عالم پیر
۲
همی نفر نفر آید بلا به منزل منازین نفر نفر ای دوستان نفیر نفیر
۳
چو چرخ بی سر و پایم چو خاک بی دل و زورز خاک دیر نشین و ز چرخ زود مسیر
۴
فلک به تعزیت عمر من درین ماتمقبای ساده مرکز فرو زده است به قیر
صفحهٔ ۱ از ۴