شعر را زندگی کن
خلوتی با مجیرالدین بیلقانی

شمارهٔ ۳۱

شکوائیه

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هیچ وفایی ز روزگار ندیدمهیچ میی خالی از خمار ندیدم
۲
چیده ام از باغ روزگار بسی گللیک بجز در میانِ خار ندیدم
۳
جُرعه راحت که خورد تا پس از آن من؟بر سر خاکش چو جَرعه، خوار ندیدم
۴
از خُم ایام کاولش همه دُردستشربتی از عیش خوشگوار ندیدم
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth