خلوتی با مجیرالدین بیلقانی
شمارهٔ ۳۲
شکوائیه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرا با آنکه با اقبال و با دولت سری دارمز عالم نگذرد روزی که از عالم نیازارم
۲
به من بر نگذرد روزی که از تشویش و رنج دلنه از جنسی اثر بینم نه از عیشی خبر دارم
۳
مرا چون رفته اند از دست یاران و عزیزان هماگر رنجور دل باشم به رنج دل سزاوارم
۴
ز دولت هر چه باید داد لیک از غم نکرد ایمنچه سود ار گل دهد زین سو چو زان سو می نهد خارم؟
صفحهٔ ۱ از ۳