خلوتی با عطار
غزل شمارهٔ ۵۴۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از بس که چو شمع از غم تو زار بسوزمگویم نچنانم که دگربار بسوزم
۲
بیم است که از آه دل سوخته هر شبنه پردهٔ افلاک به یکبار بسوزم
۳
زان با من دلسوخته اندک به نسازیتا من ز غم عشق تو بسیار بسوزم
۴
دانی که ز تر دامنی و خامی خود منچندان که بسوزم نه به هنجار بسوزم
صفحهٔ ۱ از ۳