شعر را زندگی کن
خلوتی با فلکی شروانی

شمارهٔ ۱۰ - قصیده

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زهی ز جود تو زمانه مایل سورخهی ز جاه تو جرم ستاره قابل نور
۲
بذات گشته فلک بامداد تو موصولبه طبع مانده جهان از خلاف تو مهجور
۳
به قبض و بسط جهان را امید تو مرجعبحل و عقد فلک را حسام تو دستور
۴
چو آفتاب گه جود ذات تو مختارچو آسمان بگه حلم طبع تو مجبور
صفحهٔ ۱ از ۸
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth