خلوتی با فلکی شروانی
شمارهٔ ۳ - خون سیاوشان
قطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر نه به چشم مردمی سوی تو بنگرد فلکخشم تو در دو چشم او مردمک استخوان کند
۲
آنچه به یک زمان کند کین تو خالی از زمینقوت و گردش فلک راست به صد قران کند
۳
گوهر آبگینه را لعل سیاوشی مخوانزآنکه مرا به شبهه آن خون سیاوشان کند
صفحهٔ ۱ از ۱