خلوتی با قطران تبریزی
شمارهٔ ۲۸ - در مدح سید الوزراء عمیدالملک ابونصر
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نگار من به لطیفی بسان پاک هواستمرا بدو چو خرد را بجان پاک هواست
۲
اگر چو ابر شد از اشگ چشم من نشگفتکه چون هوا شدم از عشق و جای ابر هواست
۳
بدر و زر دیبا آراستم دو چشم دوزخکساد گشتم بر دوست گرچه هر دو رواست
۴
اگر کساد شدم من بنزد او شایدورا بنزد دل و جان من رواست رواست
صفحهٔ ۱ از ۱۳