شعر را زندگی کن
خلوتی با قطران تبریزی

شمارهٔ ۵۲ - در مدح ابوالمظفر فضلون

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا ترا گرد مه از مشک سیه پرهون بوددر تمنای رخت جان و دلم مرهون بود
۲
گر ترا یارا به جای من بود یار دگردر دو چشم من به جای خواب هر شب خون بود
۳
تا بود معجون به مشک ناب تار زلف توآب چشم من بدرد جان و دل معجون بود
۴
ز آتش رخسار تو جانم همی سوزد ز دورتاب زلفت را بر او پرتاب داری چون بود
صفحهٔ ۱ از ۱۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth