خلوتی با قطران تبریزی
شمارهٔ ۶۳ - در مدح ابومنصور
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بتا گل رخ تو کرده از بنفشه سپردو زلف تست دو جراره بنفشه سپر
۲
ز تیر چشم تو ترسنده شد گل رخ توز مشگناب زره کرد و از بنفشه سپر
۳
میان زلف تو و چشم تو نبرد افتادز حلقه آن مدد آورد و این ز تیر نفر
۴
از آن شکسته شده است این دو حلقه هاش ببینکه چون هزیمتیان برفتاده است بسر
صفحهٔ ۱ از ۹