شعر را زندگی کن
خلوتی با قطران تبریزی

شمارهٔ ۶۹ - در مدح ابومنصور

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا سپاه گل هزیمت شد ز خیل ماه تیراز ترنج افروخت بستان چون سپهر از ماه تیر
۲
با مُنَقّط سیب گوئی نارِ کفته کرده جنگاین بخست آنرا به تیغ و آن بخست این را به تیر
۳
کان به تن بر، کفته دارد زخمها از تیغ مهروین به رخ بر، نقطه‌ها دارد ز زخم تیر تیر
۴
روشنی برده است گوئی آبگیر از آسمانتیرگی برده است گوئی آسمان از آبگیر
صفحهٔ ۱ از ۸
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth