خلوتی با قطران تبریزی
شمارهٔ ۷۰ - در مدح شمس الکفات ابوعلی حسن
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون او بتی شمن نستاید بصد بهارچون او گلی چمن ننماید بصد بهار
۲
گوئی که هست دو لبش از بسدو عقیقتشبیه دو لبش ز عقیق و بسد مدار
۳
پیرایه عقیق زبرجد کجا بودبسد کجا شود صدف دور شاهوار
۴
زلفش بگردد و رخ رنگین شکرشکنچون گرد لاله زار بهاری بنفشه زار
صفحهٔ ۱ از ۱۱