خلوتی با قطران تبریزی
شمارهٔ ۹۲ - در مدح ابونصر مملان
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یاقوت سرخ شد ز می از ابر در بارشاخ درخت دارد یاقوت و در بار
۲
چون بربط نواخته و چنگ ساختهقمری و فاخته بخروشند بر چنار
۳
گل بر زمین بخندد مانند روی دوستابر از هوا بگرید چون چشم من بزار
۴
گوئی مشاطه گشت بباغ اندرون صباکز فعل او شدند درختان عروس وار
صفحهٔ ۱ از ۱۲