شعر را زندگی کن
خلوتی با قطران تبریزی

شمارهٔ ۹۷ - در مدح امیر ابونصر مملان

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
صبر من کوتاه گشت از عشق آنزلف درازکو گهی با گل بسیر است و گهی با مل براز
۲
تا ندیدم زلف او کژدم ندیدم گل سپرتا ندیدم چشم او نرکس ندیدم مهره باز
۳
آن همی آزار دم دل کش خریدارم بجانوین همی رنجاندم جان کش بپروردم بناز
۴
او مرا شیرین چو جان است و گرامی چون جهاناز جهان و جان ندارد کس ببازی دست باز
صفحهٔ ۱ از ۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth