خلوتی با قطران تبریزی
شمارهٔ ۱۳۲ - در مدح ابوالمعمر
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آنچه هست اندر دل من نیست کسرا در دل آناز جفا و جور این نامهربان سنگین دلان
۲
هرکه من با او بسازم گردد او ناسازگارآنکه من زو مهر جویم گردد او نامهربان
۳
آنکسی کز من بود نازش مرا خواهد نیازوآنکسی کز من بود سودش مرا خواهد زیان
۴
کرد تیر من بمانند کمان ترکی که هستتیر با بالای او گوئی بمانند کمان
صفحهٔ ۱ از ۱۶