خلوتی با قطران تبریزی
شمارهٔ ۱۳۱ - در تهنیت عروسی ابوالحسن لشکری
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
الا ای ماه مشکینمو به پیش آر آن می مشکینملا کن ساغر و برنِهْ به دست عاشق مسکین
۲
از آن رخشنده خرم که عشاق را شود زو کمز فکرت غم ز دیده نم ز بالا خم ز چهره چین
۳
به رنگ چهره معشوق و اشک دیده عاشقکزین خرم شود محزون وز آن شادان شود غمگین
۴
به مدت پیرو مردم را شود زو جان و دل برنابه خوردن تلخ و مردم را شود زو خواب و خور شیرین
صفحهٔ ۱ از ۶