شعر را زندگی کن
خلوتی با قطران تبریزی

شمارهٔ ۱۴۴ - در مدح ابونصر جستان

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بت پیمان شکن دائم شکسته زلف چون پیمانرخش ایمان دلش از کفر زلفش کفر بر ایمان
۲
بچین زلف دام دل برنک روی کام جانز پیوندش روان نازان و از دوریش دل لرزان
۳
ز عشق آن رخ رخشان ز مهر آن لب جانانبرنج اندر مرا دائم رخ از ناخن لب از دندان
۴
دو زلف و دو رخش شمشاد باغ و نو گل بستانز رنج و از هوای آن دو دل افسرده و حیران
صفحهٔ ۱ از ۸
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth