خلوتی با قطران تبریزی
شمارهٔ ۱۴۵ - در مدح ابومنصور وهسودان
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بتی چون رامش اندر می مهی چون دانش اندر جانبلای دل بدو سنبل شفای جان بدو مرجان
۲
ز عنبر بر مهش چنبر ز سنبل بر گلش چوگاندلش چون قبله تازی رخش چون قبله دهقان
۳
دو چشمش مایه درد است و دو لب مایه درماندو زلفش مایه کفر است و دو رخ مایه ایمان
۴
اگر با من بخندیدی نبودی چشم من گریانور از من رخ نپوشیدی نبودی راز من عریان
صفحهٔ ۱ از ۸