خلوتی با قطران تبریزی
شمارهٔ ۱۴۹ - در مدح ابومنصور
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بقد سرو رسائی بزلف غالیه گونیکی همیشه فراز و یکی همیشه نگون
۲
ز عشق آن رخ چون برف خون فشانده بر اوسرم چو برف شد و آب دیده گشت چو خون
۳
بت عزیزی لیکن پر از هوات هواوفات پیشه ولیکن پر از جفات جفون
۴
ایا بچهره چو شیرین بزهره چون فرهادایا بحسن چو لیلی بمهر چون مجنون
صفحهٔ ۱ از ۱۰