خلوتی با قطران تبریزی
شمارهٔ ۱۴۸ - در مدح امیر شمس الدین و ابوالمعالی
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به زلف غالیهرنگی به روی آینهگونز عشق هر دو مرا روی زرد و رای نگون
۲
به رنگ آب گل و می شده است دیده منز مهر آن لب میرنگ و چهره گلگون
۳
نه سرو نازد چون قامت تو در بستاننه ماه تابد چون عارض تو بر گردون
۴
زمانه تا به رُخت چشم بد همینرسدهمینویسد گردَش ز غالیه افسون
صفحهٔ ۱ از ۱۰