خلوتی با قطران تبریزی
شمارهٔ ۱۷۳ - در مدح ابونصر مملان بن وهسودان
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
من آن کشیدم و آن دیدم از غم هجرانکه هیچ آدمئی نیست دیده در دوران
۲
کنون وصال همه بر دلم فرامش کردخوشا وصال بتان خاصه از پس هجران
۳
چو من به شادی باز آمدم به لشگرگاهگشاده طبع و گشاده دل و گشاده زبان
۴
میان هنوز نبودم گشاده کامده بودز ره به سوی من آن سرو قد و موی میان
صفحهٔ ۱ از ۲۰