شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

غزل شمارهٔ ۵۸۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر شبی وقت سحر در کوی جانان می‌رومچون ز خود نامحرمم از خویش پنهان می‌روم
۲
چون حجابی مشکل آمد عقل و جان در راه اولاجرم در کوی او بی عقل و بی جان می‌روم
۳
همچو لیلی مستمندم در فراقش روز و شبهمچو مجنون گرد عالم دوست جویان می‌روم
۴
هر سحر عنبر فشاند زلف عنبر بار اومن بدان آموختم وقت سحر زان می‌روم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth