شعر را زندگی کن
خلوتی با قطران تبریزی

شمارهٔ ۱۹۸ - در مدح ابونصر مملان

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بتی را که بودم بدو روزگاریجدا دارد از من بد آموزگاری
۲
نداند غم و درد هجران یارانجز آن کازموده است هجران یاری
۳
اگر هرکسی طاقت هجر داردمرا طاقت هجر او نیست باری
۴
نه چون بار هجران بود هیچ بارینه چون نار فرقت بود هیچ ناری
صفحهٔ ۱ از ۱۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth