خلوتی با قطران تبریزی
شمارهٔ ۱۷
مقطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
همیشه شاه شدادی ز بخت خویشتن شاد استبملک اندر چو پرویز است و بد خواهش چو فرهاد است
۲
ز خوبان مجلس عالیش چون فرخار و نوشاد استعدو زو سال و مه غمگین دل او روز و شب شاد است
۳
همیشه کار او جود است و دائم شغل او داد استهر آن چیزی که شاهان را بباید ایزدش داد است
۴
روان بد سگالانش ز بند غم بفریاد استروان نیکخواهانش ز بند سختی آزاد است
صفحهٔ ۱ از ۲