خلوتی با قطران تبریزی
شمارهٔ ۱۸
مقطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
این جهان را سایه تو باد بر سر جاودانزانکه چندانی که هستی این جهان جان پرور است
۲
گرد سم اسب تو در چشم شاهان توتیا استنعل سم اسب تو بر فرق میران افسر است
۳
گر کسی صد سال یزدان را پرستد روز و شبچون مهی کین تو جوید جاودانه کافر است
۴
دست و چشمت جفت ساغر باد و جفت روی دوستتا بگیتی نام دلدار است و نام ساغر است
صفحهٔ ۱ از ۱