خلوتی با عطار
غزل شمارهٔ ۵۹۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ما رند و مقامر و مباحیایمانگشت نمای هر نواحیایم
۲
خون خواره چو خاک جرعه از جامیمخون ریز ز دیده چون صراحیایم
۳
هر چند که از گروه سلطانیمنه قلبیایم و نه جناحیایم
۴
جانا ز شراب شوق تو هر دمبی صبح و صبوحی و صباحیایم
صفحهٔ ۱ از ۳