خلوتی با قطران تبریزی
شمارهٔ ۱۰۴
مقطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای دل تو را بگفتم کز عاشقی حذر کنبگذار نیکوان را وز مهرشان گذر کن
۲
چون رویِ خوب بینی دیده فرازِ هم نهچون تیر عشق بارد شرم و خرَد سپر کن
۳
فرمان من نبُردی فرجام خود نجُستیپنداشتی که گویم هر ساعتی بتر کن
۴
هر گام عاشقی را صدگونه درد و رنج استگر ایمنیت باید، از عاشقی حذر کن
صفحهٔ ۱ از ۲