شعر را زندگی کن
خلوتی با قطران تبریزی

شمارهٔ ۱۱۸

مقطعات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای بند بلا دیده و از بند بجستهمردانه شده آمده بر شهر خجسته
۲
بنشین و طرب کن بمین و مطرب و معشوقکز جستن تو هست عدو زار نشسته
۳
از دست عدو راست چنان آمده اینجاکز دست رود باز گرسنه سوی مسته
۴
مات از قبل خویش بدست نسپردیمیزدان جهان داد بما باز بدسته
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth