خلوتی با اثیر اخسیکتی
شمارهٔ ۲۷ - مدح
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اقتدارش رایت خورشید بر گردون زده استبارگاهش خیمه جمشید بر هامون زده است
۲
خاک درگاهش چو عقد گلستان از باد صبحآتش اندر آبروی لولوی مکنون زده است
۳
طرف حکم اوست هر دُر شب افروزی که صنعتا قیامت بر ستام ابلق گردون زده است
۴
زّر احسانش که موزون نیست در معیار وهمدر سرا ضرب ضمیر من زر موزون زده است
صفحهٔ ۱ از ۲