شعر را زندگی کن
خلوتی با اثیر اخسیکتی

شمارهٔ ۱۰۴ - مدح الغ جاندار نور الدین حسن

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مملکت خوش سر برآورد از وسنکی الغ جاندار نورالدید حسن
۲
استقامت یافت زو عالم چنانکزلف خوبان هم نمیگیرد شکن
۳
آسمان را در کفن پیچد چو میغگر نیاید پیش با تیغ و کفن
۴
دست او جلاد زر شد زان نهدهر درستی را شهادت در دهن
صفحهٔ ۱ از ۱۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth